سرود مجلس جمشید

بایگانی

آخرین مطالب

پیوندها

شعور

پنجشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۸۴، ۰۳:۰۶ ق.ظ

-توی مترو روبروی من نشسته بودند و یکیشان که احساس متمدن بودنش فوران کرده بود با دهان باز آدامس می جوید. تنهای تنها هم که باشم حاضر نیستم جلوی آینه خودم را در چنین وضعیتی ببینم. دانشجو بودند (منظورم از دانشجو همان معنای عامش، یعنی کسی که به دانشگاه مانشگاه می رود، است.)  و نظر می دادند که وقتی از شصت نفر فقط ده دوازده نفر روزه هستند، بهتر است آن ده دوازده نفر را بفرستند یک جایی و راحت غذا بخورند. آنها در اکثریتند و حقشان ضایع می شود که با سختی در یک جای تنگ ناهار میل کنند. اصرار هم داشتند که به دیگران بفهمانند این علاقه به روزه خواریشان به دلیل معده درد و بیماری و...نیست (البته به نظر من شعورشان کمی درد می کرد ولی متوجه نبودند.)

- چند سال قبل از انقلاب، آمریکا بوده اند. تعریف می کردند که دوستان مسیحی آمریکاییشان از آنها پرسیده بودند «چرا غذا نمی خورید؟» و بعد از اینکه فهمیده بودند آنها به دستور دینشان باید روزه باشند، جلوی آنها چیزی نمی خوردند.

۸۴/۰۷/۲۱ موافقین ۰ مخالفین ۰
م. و.

نظرات  (۱۰)

۲۱ مهر ۸۴ ، ۲۳:۳۴ نیما امین
کاش ما هم این شعور را داشتیم...
... و ظنّ داود انّما فتـنّه فاستغفر ربّه و خرّ راکعاً و اناب
سلام. متوجه نشدم که حرف و کارِ آدم‌های قسمتِ اول چه ربطی به شعورشان داشت. آیا توضیحِ فرقِ رفتارِ اشخاصِ این دو حکایتْ ساده نیست؟ وقتی بابتِ کارِ ظاهراً طبیعی‌ای مثلِ خوردن مجازات‌‌شان کنید (یا حکومت تهدید کند که مجازات‌شان می‌کند)، آیا واکنشی که گزارش کردید طبیعی نیست؟ و وقتی آزاد باشید، آیا طبیعی نیست که جلوی دوستِ روزه‌دارتان چیزی نخورید؟ گمان می‌کنم که موضوع ربطی هم به اکثریت و اقلیت نداشته باشد. و سؤالی تاریخی/فقهی: آیا هیچ از اولیای اسلام یا تشیع نقل شده که غیرروزه‌داران نباید در شهرِ صیام در انظار چیزی بخورند؟
علیک سلام. اتفاقا به نظر من همان حداقل شعور است که باعث می شود نخوردن پیش یک روزه دار به نظر من و شما و حتی یک نامسلمان طبیعی باشد ولی برای آنها حتی علامت سوال هم ایجاد نکند. من دوستانی داشته ام که نه نماز می خوانده اند و نه روزه می گرفته اند و... اتفاقا مسلمان زاده هم بودند اما اصرار نداشتند که بین دوستان روزه دارشان چیپس تناول کنند و آدامس بجوند و همین باعث می شد ارزش دوستی برایشان قائل باشم. بعلاوه ظاهرا که کسی مجازاتشان نکرده بود فقط یک جایی را برایشان مشخص کرده بودند که آنجا ناهار میل کنند . مترو هم که جای کاملا عمومی است./ در مورد سوالتان پیشنهاد می کنم از تبیانی ها بپرسید اگر واقعا دنبال جواب دقیق هستید.
ممنون از تذکرتان ناشناس عزیز! هرچند اگر نوشتن حرفهای زشت -حتی به بهانه نقل قول- برایم سخت نبود وضعیت را بیشتر تشریح می کردم که قضاوتم(؟) چندان هم بدون دلیل به نظر نرسد!
من هم می گویم قضاوت رفتار جوانان امروز بدون توجه به یکی دانستن رفتارهای حکومت و احکام دین عادلانه نیست . یعنی اگر آنها آزادی داشتند که انتخاب کنند و در این خفقان اکراه در دین پر ریا و دروغ زندگی نمیکردند چه بسا که به روزه داران احترام میگذاشتند . ( ضمناْ گمان نمیکنم ادب عمومی آمریکاییان از ایرانیان بیشتر باشد . )
سلام! بحث بدون شیث!جایم خالی بوده!!!
۲۳ مهر ۸۴ ، ۲۲:۱۳ دوست جناب موافق s
سلام.من از ادب عمومی آمریکاییها و ایرانی ها چیزی ننوشته بودم. درواقع نمونه های ایرانی ام -از  آنهایی که علی رغم مخالفت نسبت به طرفشان احترام می گذارند-برای بعضی آشنا بودند و نخواستم به آنها اشاره کنم. کسانی که مسیر زندگیشان به دلیل نادانی دینداران قدرتمند تغییر کرده است و ضربه های جدی خورده اند. ادب، احترام و...را از اخلاقیات می دانم و شخصا به رابطه معنادار هوش( آنچه باعث می شود بعضی ها کمی شاعر باشند!) و اخلاقیات معتقدم(مثل استاد روانشناسی ام!). این به قول شما « خفقان اکراه در دین پر ریا و دروغ » کافی نیست برای اینکه فردی با بالای بیست سال سن فاقد ساده ترین نشانه های ادب در کلام و عمل باشد. شاید موثر باشد اما یقینا کافی نیست حتی برای انسانهای ضعیف.
فکر میکنم گاهی وقتها فقط باید بپذیریم که ادمها متفاوتند. هر کسی با یه چشمی به دنیا یا دین نگاه می کند و این تفاوتها به نظر من نشانه داشتن یا نداشتن هیچ خصیصه ای نیست. مسلمان یا روزه دار بودن (که فقط برخاسته از عشق است) به خودی خود هیچ ادمی را مستحق توجه خاص از طرف دیگران نمی کند.
سلامی چو بوی خوش آشنایی! احوال شما؟ خوش آمدید. ذوق زده شدم./ اما نظر خودم: اصلا به دلیل غذا نخوردن یک آدم کار ندارم.(البته در مورد یک بچه تازه به سن تکلیف رسیده که روزه گرفته، لزوما هم آن را کاری عاشقانه نمی دانم.) اینکه کسی به هر دلیلی(اعتقادی، اقتصادی،...) گرسنه باشد و کس دیگری با علم به این مطلب و صرفا برای نشان دادن این که او می تواند بخورد، شروع به خوردن کند -و مدام آن را زبانا متذکر شود-  را غیر اخلاقی می دانم. تاکید می کنم که چیپس و پفک و آدامس(که این یکی خوردنی نیست) و... و نه حتی غذا. حق با شماست. آنکه روزه است، مستحق مراعات نیست. سعی کرده بودم به تفاوت برخوردهای دو انسان غیر روزه دار با روزه داران اشاره کنم نه تفاوت روزه دار و روزه ندار. همه حرفم هم این است که این تفاوت وجود دارد و بی علت نیست. بعضی می گویند علتش کاملا محیطی است و من رسما با این نظر مخالفم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی