انقلاب صغیر
انقلاب صغیر خانه ما را چند سال پیش ایکس شخصا آغاز کرد با این شعار«من به جای صبحانه ناهار نمی خورم!»(این یعنی سحری ام به فرم صبحانه ام است) به گمانم دو هفته طول کشید که غیر از مامان خانوم جون، همه به ایکس ملحق شدند. بعد از چند روز که جبهه مامان خانوم تک نفره شد، ایشان رضایت دادند که اینقدر خود را درگیر مسائل شکمی ما نفرمایند آن هم در ماهی که قرار است شکم ها ادب شوند. خلاصه اینکه بعد از انقلاب صغیر تا رمضان گذشته سحر صبحانه می خوردیم و افطار شام و کسی ضعف نکرد و هیچکس دچار سوء هاضمه نشد. امسال هم اگر بر خلاف چند سال گذشته به زور ناهار می خورم به جای صبحانه تنها دلیلش این است که بتوانم مامان خانوم را مجبور کنم سحر چیزی بخورند که تا افطار دچار ضعف نشوند. مثل همیشه خودشان مخالفند اما فکر می کنم با توجه به شرایط جسمی ایشان این کار لازم است. اگر تنها باشم به شعاری که داده ام پایبندم!