حق کدام سگ؟
-صدای توله هایش را گاهی از پشت در باغ می شنیدم (نمی دانم باغی است که یک خانه ته آن ساخته اند یا حیاط بسیار بزرگ یک خانه است. هر چه هست، ته کوچه ما قرار دارد.) ماده سگی بود که به برقراری ارتباط با آدمها علاقه زیادی داشت. من از سگهای ولگرد می ترسم اما هیچ خوشم نمی آمد که زیر آن برگه درخواست از بین بردن سگهای ولگرد را امضا کنم. چند روز بعد هم که صدای تفنگهای سگ کُش را شنیدم همه اش نگران توله های آن سگ بودم. بعدترها دیدمش که زنده است و دست کم آن یک بار از دیدنش خوشحال شدم.
-از سگ سشوار کشیده و جلیقه ای این پسر لوس حالم به هم می خورد. به سمت هر موجود زنده ای می رود و عشق لیس زدن دارد. نمی دانم، شاید بیشتر از صاحبش بدم می آید که دوست دارد سگش مردم را بلیسد! حتی یکبار هم اتفاق نیفتاده که این دو تا(سگ و صاحبش) را ببینم و حال بدی پیدا نکنم.
به نظر ایکس:
۱.یک سگ ولگرد حق دارد زنده بماند(همسایه ها با ایکس در این مورد اختلاف نظر دارند)
۲.هیچ سگی حق ندارد لباس کسی را که می خواهد به مسجد برود، لیس بزند که صاحبش از این شیرین کاری خوشش بیاید (احتمالا صاحب آن سگ جلیقه ای این نظر ایکس را قبول ندارد)