جواب بی ربط
جامهری مسجد را به دیوار کوبیده بودند و گویا سعی کرده بودند استتارش کنند! من به دلیل تیزهوشی نهفته ام توانسته بودم بدون کمک آن را کشف کنم و خیلی ها را در پیدا کردنش راهنمایی کنم. آن روز هم تنها در مسجد نشسته بودم که بنده خدایی آمد و چیزی پرسید. خیلی دقیق نگاهش می کردم طوری که تا سخن نگفته بودم کسی نمی توانست شک کند در زمان شنیدن سراپا گوش بوده ام. سوالش که تمام شد خیلی متین جواب دادم «به دیوار» و به آن گوشه ای که جامهری را زده بودند اشاره کردم. در نگاه اول که چیزی پیدا نبود. بنابراین زیاد تعجب نکردم که با چشمان گرد شده به من زل زد. بعد که با همان نگاه خیره عقب عقب رفت، به اوضاع مشکوک شدم. نوار ذهنم را که مرور کردم متوجه شدم بیچاره پرسیده بود «وضوخانه کجاست؟». دویدم سمت در و قبل از اینکه خارج شود، آدرس آن جایی که می توانست وضو بگیرد را به او دادم. می خواستم اصلاح کنم ولی بیچاره از دیدن این موجود فوق گیج شوکه شده بود. تشکر کرد و دهانش به نشانه تعجب شدید باز ماند. خودم به این طور آدمها می گویم ایکس ندیده.
توضیح: ایکس جواب بی ربط و مسخره زیاد می دهد. به عنوان مثال امسال برای چندمین بار از او پرسیدند«مهمان خدا می شوی؟» و ایکس جواب داد«باشه! چند ساعت چیزی نمی خورم.»