شیفتگی
یکی از آدم حسابی های ریاضی برای کنفرانس به ایران آمده بود. استاد اعظم که آن زمان هنوز لیسانسشان را هم نگرفته بودند و به بیان ایکسی ما هنوز مدال المپیادشان به گردنشان آویزان بود، با دو سه تا مثل خودشان به طرف اصرار کرده بودند که ما را نصیحت کن. گفته بود «شیفته هیچکس نشوید، هرقدر هم که مسائل را زیبا حل کند». تا جایی که یادم هست، استاد گرامی - که خدا حفظشان کناد و سایه ایشان را از سر نوابغ آن سوی آب کم نکناد- فرموده آن جناب را به زبان اصلی به ما منتقل کردند. بابت این یکی هم مثل بقیه چیزها ممنونشان هستم زیرا پندشان بسیار به کار ما آمد. مرزی قائلم بین تحسین و دوست داشتن خوبیها (از هر نوع) و شیفتگی در برابر آنها. امتحان نکرده ام ولی حدسم این است که شیفته شدن در برابر غیر او مانع پیشرفت است. شیفته او بودن هم البته کار هر کسی - از جمله ایکس - نیست ولی شیفته غیر او نبودن خیلی سخت نیست!